مادر خوب ٣
در شمارهی قبل خواندیم بحث تربیت کودک و نوجوان، از جمله مباحثی است که طرفداران زیادی دارد. بیشتر مادرها میخواهند بدانند چگونه باید فرزندشان را تربیت کنند تا در آینده، فردی صالح، سالم و مفید باشد. اما متأسفانه غالباً به جای دقت در اصول و ریشههای بنیادین تربیت، مشغول جزییات میشوند.
سپس دانستیم که اگر ما زنان، نگاه و اندیشهی خود را به نقشهایمان در زندگی، درست و الهی کنیم، میتوانیم جایگاهمان را در تربیت بیابیم و عاملی مفید، برای تربیت فرزندانمان باشیم.
در این قسمت، بر آنیم تا قبل از ورود به بحث، تعریفی از تربیت ارائه دهیم.
شهید مطهری در کتاب «تعلیم و تربیت در اسلام»، تربیت را چنین تعریف میکنند:
«تربیت، عبارت است از پرورش دادن؛ یعنی استعدادهای درونیای را که بالقوه در یک شیء موجود است، به فعلیت درآوردن و پرورش دادن. ...این پرورش دادنها، به معنی شکوفا کردن استعدادهای درونی آن موجود است ...و از همین جا معلوم میشود که تربیت باید تابع و پیرو فطرت، یعنی تابع و پیرو طبیعت و سرشت شیء باشد.»1
در دیدگاه اسلام، وجود بشر، مثل بذری است پر از استعدادهای خدایی؛ چرا که خداوند از روح خود در انسان دمیده است: "نَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحی"2. و روح خدا یعنی اسماء و صفات الهی. پس اسماء و صفات الهی در درون انسان، به صورت بالقوه وجود دارد و این استعدادها باید به ظهور برسد.
با این وصف، مادران باید فرزند خود را همچون دانهای ببینند که باید در مسیر و شرایط رشد قرار گیرد تا جوانه بزند، ساقه دهد، شکوفه کند و در نهایت به بار بنشیند. بنابراین اولین قدم در رشد و تربیت کودک، فراهم کردن شرایط رشد و کمال اوست، تا استعدادهای الهیاش به ظهور رسد.
اما متأسفانه اکثر ما چون مفهوم تربیت را به درستی نمیشناسیم، فکر میکنیم باید فرزندمان را به مراکز گوناگون آموزشی بفرستیم و در کلاسهای مختلف، ثبتنام کنیم تا استعدادهای او را شکوفا سازند. غافل از اینکه استعدادها در دورن او نهفته و تنها کافی است با آماده کردن شرایط و آموزش صحیح، آن استعدادها را بیدار كنیم؛ نه اینكه به بهانهی شکوفا کردن استعدادها، از سنین بسیار پایین، یك سری الفاظ و حفظیات را در ذهنش انبار کنیم و او را از تحصیل و علم، زده نماییم. این در حالی است که شكوفا کردن استعدادهای حقیقی کودک، برای او ذوق و شوق دارد و او از ظهور استعدادهایش، هر چه هم برایش سخت باشد، لذت میبرد.
پس تمام چیزهایی كه ما سعی میكنیم به بچهها آموزش دهیم، در دورن آنها به صورت استعداد، وجود دارد؛ از استعدادِ خواندن و نوشتن که استعدادهایی است سطحی، گرفته تا استعدادهای عمیق خدایی و انسانی.
در حقیقت صفات و اسماء الهی، آن استعدادهای اصیلی هستند كه ما باید در تربیت، به دنبال شكوفا شدنشان باشیم. شکوفایی استعدادهای سطحی نیز، باید تنها به عنوان اسباب و وسیلههایی در نظر گرفته شوند که به رشد و شکفتن استعدادهای خدایی، کمک میکنند. به عبارت دیگر، ما باید هدفمان در تربیت، ساختن ابدیت کودک باشد، نه فقط دنیای او؛ و اگر لوازم راحتی او در دنیا را فراهم میکنیم، باید تا آن حدّی پیش رویم که زمینهی شکوفایی ابدیتش فراهم شود، نه اینکه تمام همّ و غممان، تأمین دنیای او باشد!
بر این اساس، نگاه تربیتی باید زیربنایی باشد؛ یعنی اگر ما مادران یا پدران، قرار است استعدادهای الهی کودکمان را شكوفا كنیم، باید تمام جهتگیریها و كارهایی كه انجام میدهیم، به رشد آن استعدادها كمك كند؛ وگرنه در تربیت کودکمان خطا رفتهایم.
به بیان دیگر، وقتی پذیرفتیم كه فرزندان ما همچون دانههایی با استعدادهای خدایی هستند و قرار است با طی مسیری، این استعدادهای بالقوه شكوفا شوند، در صدد برمیآییم تا بدانیم مسیر صحیحی که استعدادهای آنها را شكوفا میكند، چیست؟ و مادر و پدر در جایگاه تربیت، چه مسیری را باید طی کنند تا شاهد ظهور این استعدادها باشند؟
و در اینجا چون روی سخن ما با مادران است، میخواهیم بدانیم مادر چگونه میتواند به عنوان یک مزرعه3، زمینهساز ظهور و شکوفایی استعدادهای این بذر پُراستعداد باشد؟ چرا میگوییم مادر؟ چون مادر، مَجلای خلقت کودک و مجرای اسم ربّ الهی است؛ و اگر ربوبیت مادر به ظهور رسید، استعدادهای کودک هم به ظهور میرسد. چگونه؟ با ایفای درست و صحیح وظایف و نقشها از سوی مادر.
اما مادر چگونه میتواند این وظایف و تکالیف را بشناسد؟ با قرار گرفتن در جایگاه اصلی خود. اما جایگاه اصلی او چیست؟
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مادر خوب ٣
مامان 