زينب خانوم بهشتيزينب خانوم بهشتي، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 28 روز سن داره

رود منتهي به دريا

مادر خوب 4

1392/12/15 9:58
نویسنده : مامان
276 بازدید
اشتراک گذاری

 در پست قبل گفتيم مادر چگونه می‌تواند  وظایف و تکالیف خودش را بشناسد؟ با قرار گرفتن در جایگاه اصلی خود. اما جایگاه اصلی او چیست؟

اول بايد جایگاهِ زن بودن مادر را بشناسیم و از این نظر، نقش او را در تربیت کودک، بررسی کنیم. بدین منظور، به کتاب "آیین زندگی" نوشته‌ی استاد لطفی‌آذر رجوع می‌کنیم و از مطالبی که ایشان فرموده‌اند، بهره می‌گیریم. می‌دانیم زن، استعداد دارد که فیض وجود را در رحِم خود، حامل شود و به اذن و قدرت خداوند، انسانی را در بطنش بپروراند؛ از همین رو، کارگاه صُنع الهی نام گرفته است.

عنصر مهم در این امر، غریزه‌ی جنسی است که ابزارش، رحِم زن و صُلب مرد است. اهمیت صلب و رحم، آنجاست که این دو عضو، قدرت دارند یک مظهر جامع اسماء الهی یعنی انسان بسازند. به دیگر بیان، اگر چشم، فقط بصیر است و گوش فقط سمیع، صلب مرد و به طریق اولی، رحم زن، استعداد پذیرش همه‌ی اسماء الهی را دارد و می‌تواند «عَلَّمَ آدَمَ الأسْماءَ كُلَّها» را به تمام و کمال، ظهور دهد. البته آنچه در بطن زن، صورت‌گری می‌شود، به دست خداوند است؛ اما رحم زن، چنان در منظر خداست که خدا از طریق آن، خلق می‌کند؛ «هُوَ الَّذی یصَوِّرُكُمْ فِی الأرْحامِ كَیفَ یشاءُ»

به همین سبب در قرآن، تأکید بسیاری بر حفظ این قوا شده است: «قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یغُضُّوا مِنْ أبْصارِهِمْ وَ یحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ... وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یغْضُضْنَ مِنْ أبْصارِهِنَّ وَ یحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ»؛ زیرا بسیار مهم است که جسم آدمی، در چه صلب و رحمی تکوّن پیدا می‌کند. به قدری که صلب و رحم در پذیرش اسماء الهی، طاهر باشند، نطفه‌ی به وجود آمده و پرورش‌یافته از آن‌ها، طاهر و مستعدّ بروز صفات انسانی بیشتری است؛ و این طهارت، تا آنجا مؤثر است که می‌تواند بطن انسانی را پذیرای وجود یک معصوم کند؛ مانند حضرت مریم که خداوند درباره‌اش فرمود: «وَ مَرْیمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتی‏ أحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فیهِ مِنْ رُوحِنا». اما مادری که نسبت به این قوا، معرفت ندارد و جایگاه و نحوه‌ی مراقبتش را نمی‌داند، نمی‌تواند بطن خوبی برای پرورش انسان و اسماء الهی باشد.

در حقیقت، بطن و رحم زن، جایگاه ملکوت است و نطفه، خصلت‌ها، اوصاف و ملکات نفسانی را از رحم می‌گیرد؛ چنان‌که طیب بودن صُلب مرد، جوهره‌ی اندیشه را در نطفه می‌گذارد و زمینه‌ی بینش توحیدی و عالم جبروت را به او می‌دهد. از این رو کسانی که فرج خود (رحم یا صُلب) را از مسیر اصلی و طهارتش منحرف کنند، نسلشان دچار انحراف می‌شود و دیگر نمی‌توانند اعتراض کنند که: چرا فرزندم چنین شد؟!

به هر حال، زن، مظهر خلقت و ربوبیت حق‌تعالی است و ارزش و شرافت او، در این است که بتواند انسان را به عنوان ثمره‌ی وجودش ظهور دهد. به دیگر سخن، رحم زن، آن حقیقتی است که به اراده‌ی خداوند، به استعداد وجودی انسان، صورت می‌دهد و تعین می‌بخشد. از این رو «مادر»، محور خانواده است؛ چنان‌که لفظ «اُمّ» نیز به معنی اصل و ریشه، مبدأ و سرآغاز، و مربّی و مُصلح است.

بطن زن، ظرف ظهور کمالات خداست. به همین علت از اساسی‌ترین حقوق مرد نسبت به زن، حفظ عفت است؛ چه مرد، شوهر باشد و چه پدر! پدر به گردن دخترش حق دارد، در اینکه جنسیت او را برای ظهور نسلش طیّب و طاهر نگه دارد. شوهر نیز به گردن زن، حق دارد و باید رحم و بطن او را برای پذیرش بذر اسماء الهی، طیّب و طاهر نگه دارد. و اینجاست که سرّ غیرت مرد، البته در شکل صحیحش، آشکار می‌شود.

بر این اساس، یکی از اسرار احکام و آدابی که دین برای زن و مرد از کودکی تا بزرگ‌سالی قرار داده، حفظ عفت و طیّب و سالم نگاه داشتن این قواست. اما باید بدانیم حفظ پاکی صُلب و رحم، فقط دوری از گناهانی مثل زنا نیست؛ بلکه بافتی کلی از عفت را می‌طلبد که حتی مقدماتش هم باید طاهر باشد؛ زیرا اگر چشم و گوش و زینت‌ها و... حفظ نشود، قوه‌ی جنسی هم حفظ نخواهد شد.

پس حجاب، اساسی‌ترین اصل برای حفظ گوهره‌ی وجودی زن و عفت، خزینه‌دار آن است. اما در بحث حجاب هم، فقط کمیتی از پوشش، مطرح نیست؛ بلکه همراه با آن، کیفیت نیز مطرح می‌شود و اصل پوشش، حتی برای کودکانِ به تکلیف نرسیده نیز لازم است. از جمله آنکه به ما گفته‌اند به دختر، شلوار غلیظ نپوشانید، بلکه لطیف بپوشانید؛ یا به پسر، لباس لطیف نپوشانید؛ یا نگذارید فرزندانتان به رو بخوابند؛ یا لباس باز به آنان نپوشانید تا اندام و هیکلشان نمایان نشود. زیرا اگر چه کودک، تکلیف حجاب ندارد؛ ولی کیفیت حفظ این گوهر وجودی را از همان کودکی باید در فطرتش زنده نگه داشت.

حتی داریم که بعضی غذا‌ها را در سنین کودکی و بعضی را در سنّ بلوغ نباید به فرزند داد. همه‌ی این دستورات، برای طیب نگاه داشتن قوای جنسی وارد شده است. همچنین اگر به ما گفته‌اند حرام نخور، یکی از دلایلش همین است که این قوه، سالم و طیب بماند.

به طور کلی هر پوشش، نگاه، صدا، حرکت، نوشته، فکر، خیال و تعلّقی در قلب، كه این قوّه را صرف‌نظر از فطرت، تحت تأثیر غریزه قرار دهد و تحریک کند، حرام و اتلاف انرژی است. در واقع کسی که قوّه‌ی جنسی خود را به راه حرام، مکروه و شبهه می‌کشد، قوّه‌ای را که مستعدّ حمل جامعیت اسماء است، از اصل خود دور می‌کند. با ارتكاب حرام، قوّه‌ی جنسی تضعیف می‌شود و قدرت، قداست و پاكی‌اش را از دست می‌دهد؛ و قوّه‌ی بیماری می‌شود که می‌خواهد نطفه‌ی حامل اسماء الهی را از نقص به کمال و از قوّه به فعل درآورد، اما اندیشه، تعلّق، فعل و خیال خرابش، روی آن تأثیر می‌گذارد.

مثل ظرفی که تَرک دارد و میکروب‌ها در لابه‌لای ترک، جمع می‌شوند؛ لذا اگر زلال‌ترین آب را هم در آن بریزیم، آلوده می‌شود. همچنین اگر در ظرفی كه سالم است، ولی یک قطره سم یا ذره‌ای دوده در آن ریخته، آب بریزیم، آلوده می‌شود. این عامل آلودگی، همان حرام است. حرام در مواردی، ممکن است فقط یك عضو را فاسد کند؛ اما در قوه‌ی جنسی، صحبت از یک عضو نیست، بلکه صحبت از خلیفةالله است؛ لذا حقّ‌الناس، حقّ‌الله و حقّ همه چیز در آن هست! چون نه فقط خود، بلکه در تربیت و شخصیت فرزندش نیز اثر می‌گذارد.

پس تا اینجا دانستیم مادر به عنوان مربی اصلی در تربیت کودک، ابتدا باید جایگاه و ابزار وجودی خود را به عنوان زن بشناسد و خود را حفظ کند و پاک نگه دارد؛ چرا که این مسئله در تربیت کودک، نقش مستقیم و اساسی دارد و یک مادر، تا طبق دین خدا، زن خوب و پاکی نباشد، نمی‌تواند مادر خوبی باشد.

إن‌شاءالله در ادامه، به دومین نقش مادر در تربیت فرزند، یعنی نقش او در کانون خانواده خواهیم پرداخت.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (2)

مامان محمد امین
15 اسفند 92 13:05
چقدر فونتش خـــــــــــــــــوب شد ..خدا خیرت بده سری های قبل آخرش اینطوری میشد چشم و چالمون
مامان
پاسخ
اخه تا حالا مطالب از طريق موبايل ميرفت رو وب،ولي اكنون با بازگشت افتخار افرين لپ تاپ به خونه،زين پس مطالب رو با ايشون روي وب خواهيم گذاشت انشاالله
مامان محمد امین
15 اسفند 92 16:10
به به بزن کف قشنگرو به افتخار آقای پدر
مامان
پاسخ
واقعا.....