زينب خانوم بهشتيزينب خانوم بهشتي، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 28 روز سن داره

رود منتهي به دريا

ش مثل شکستن ابروی زینب بانو

1393/1/21 3:36
نویسنده : مامان
254 بازدید
اشتراک گذاری

جواهر دور اتاق می چرخد...

طلا برایش جیغ های خوردنی می کشد..

جواهر:مامان چیقد ذوقی می تونه...

طلا:همچنان جیغ ودست و پا نثارش می کند...

ابن اتفاق هرروز است.

اما امروز...

جواهر خانه مان در حال چرخیدن و خنداندن خواهرش بود،که زمین خورد و صورتش محکم با میز تلویزیون برخورد کرد....

جواهر من... نمی دانی وقتی تو را در آغوش کشیدم و خون های روی صورتت را با دستانم پاک می کردم تا بتوانم محل زخم را پیدا کنم،متحمل چه ترس و وحشتی بودم...

وحشت از اینکه نکند به چشمانت آسیبی خورده باشد..

یا دندان ها ولبانت...

یا....

مادر که می شوی سخت است...

فاصله ی چشم و ابروی راستت،متحمل بخیه شد..ومن متحمل غم و غصه..حتی خواهرت هم بی تاب بی تابییت شد..

خدا رحم کرد..اصلا از دعای مادر حقیقی ات،خطر دفع شد.خدا را صد هزار بار شکرررررر.

مادر که می شوی،تمام نوش های زندگی ات با نیش همراه می شود..

مادر که می شوی،می فهمی که چرا خداوند بهشتش را مهمان قدمهایت کرده است...همان که به بها می دهندش....

مادر که می شوی،قدر مادرت را خیلی بیشتر می دانی و بیشتر شرمنده اش میشوی برای قدر نشناسی هایی که در حقش کرده ای..

مادر که می شوی.....سخت است....

 

مهربان هستی بخش...

خودت تمام بچه شیعه هایت را برای بقیه ات حفظ کن.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (4)

فطرس
21 فروردین 93 2:56
وای خواهر! الهی من فدای جواهرخاله بشم و خودت خواهر! چه لحظه ای بوده، باز خداروشکر چشمش نخورده. دلم ریخت با این پستت. خدا همه ی بچه ها رو در پناه خودش حفظ کنه،بالاخص بچه شیعه ها رو .
مامان
پاسخ
خدا نكنه خواهرررر...باز هم مي گويم خدا را صد هزار بار شكرررر... الهي امين امشب تا صبح بالا سرش بیدار نشستم تا یه وقت غلت نزنه رو محل شکستگی واز درد بیدار بشه بچم.
مامان یاسمن و محمد پارسا
22 فروردین 93 17:41
وای الاهی بمیرم خدا را شکر که به خیر گذشته عزیزم بمیرم برا دل نگران مامان جون عزیز دلم صدقه بده حتما
مامان
پاسخ
سلام عزيزم،ممنون،خيلي خوش اومدين،اره واقعا به خير گذشت،انشاالله بلا از همه ي بچه ها و دسته گلاي شما هم دور باشه.
مامان یاسمن و محمد پارسا
22 فروردین 93 17:42
عزیز دلم لینگ شدید
مامان
پاسخ
متشکرممممم
صفيه (مامان زينب)
23 فروردین 93 9:36
وااااي الهي جوووونم!!! ناراحتش شدم البته بيشتر ناراحت تو اون موقع چه حالي بهت دست داده بازم خيلي ختم به خير شده خدا روشكر! خيلي مواظبش باش
مامان
پاسخ