نوروز93
سلام به همه
اول از همه از دخملای گلم عذر خواهی می کنم به خاطر تاخیر در به روز رسانی وبلاگشون
امسال اولین عیدی بود که خانواده ی ما جهار نفری شد..قدمت مبارک ضحی خانوم
توفیق داشتیم لحظه ی سال تحویل پابوس امام رضا جونمون باشیم،وچه لحظه ای بوووود...
لبهای من عسل شده از ذکر یا رضا
اقا چقدر نام شما مزه می دهد
کلی آرزوها ودعاهای خوب واسه همه و خودمون کردیم و اول از همشون هم دعا کردیم امسال سال ظهور باشه انشاالله..
زینب بانو امسال دید و بازدید های عید خیلی به مزاجش خوش اومد.. چون بزرگتر شده و حسابی مهمونی رفتن رو دوست داره..
ولی امان از دل ضحی بانو...فکر کنم اگر زبان بیان کردن داشت درد دل هاش رو از این سنت حسنه و به هم ریختن خواب و ... و له کردن مامان بنده خداش..حتما می گفت.به هر حال هرچی بود گذشتتتتتتتتتتتت
زینب جونی شما امسال کنار دریا،خیلی بازیهای جدید یاد گرفتی.. داری کم کم با لذتهای دنیا جور میشی حسابی..الهی که خدا روز به روز لذتهای حلالش رو به کامت بریزه مادر..
روی ماسه ها نقاشی های خوشگل کشیدی...با حرکت موجها روی ساحل مسابقه می ذاشتی .. که البته یک بار هم به شدت غافلگیر شدی و البته حسابی خیسسسسس
یه لاک پشت هم از لب دریا سوغاتی آوردیم خونمون که اقای پدر هم چه خونه ای با چه استخری براش ساختنننننن و من هم از دیدنش
که قرار شده فقط چند روزی مهمونمون باشندددددددد
ضحی خانومه دست گل هم حسابی داره ما رو هرروز با کارهای جدیدش شگفت زده میکنه..عاشق دالی بازی های خواهرشه و کلا یه هدف داره...فقط چشم دوختن به حرکات خواهرش.. خدا عاقبت این اموزش ها را به خیر کنه
برای اولین بار زینب خانوم رو بردیم باغ وحش و اونجا با حیوانات جدیدی آشنا شد از جمله:
بونقلون=بوقلمون
شقر موتور=شتر مرغ!
اد اد=هدهد
اک لک=لک لک
قرقاول!!!!
اباق=عقاب
طاووس
بعد با دیدن تخم شتر مرغ ،گفت مامان تخم مرغ گنده...
با غذاهایی هم که حیوونا می خوردن خوب آشنا شد.
خلاصه حسابی اطلاعات خوب پیدا کرد
که بعدا باز هم می گیم،چون ضحی بانو از خواب بیدار شده.
به امید شکوفا شدن روز به روز معنوی،اجتماعی،ارتباطی و... همه ی بچه شیعه ها ...الهی امین


نوروز93
مامان 