زينب خانوم بهشتيزينب خانوم بهشتي، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 28 روز سن داره

رود منتهي به دريا

بدون شرح

1392/11/30 18:31
نویسنده : مامان
175 بازدید
اشتراک گذاری
هنوز از خواب صبحگاهي بيدار نشده بود... در كنارش نشسته بودم و سوره ياسين را به نذر سلامتي شان ميخواندم. غلتي زد،وتا مرا در ان حال ديد،بلند شد نشست و گفت با هم قران بخونيم. سوره كه پايان يافت،خواستم قران را ببندم،ناگهان دستش را روي يكي از آيات گذاشت و گفت : مامان اين ضحي است.....دوباره دستش را روي ايه ديگر گذاشت و گفت اين زينبه..... قران را بست و گفت بريم صبحونه بحوريم. ومن در شوك درسي كه اول صبح به من داد..... كودكم....با كوچكيش، مرا ثابت كرد كه شاگردش هستم و او استاد!!!چون فطرتش در نهايت پاكيست. به من دوباره يادآوري كرد كه خلقت إنسان و اعطاي فرزند آيه هاي روشن وجودش هستند. چه بد، كه پاكي و معصوميت اين ايه هاي زندگي ، در روزمرّه گيه روزمان،فراموش ميشود!!!!!!!!! چقدر ژست استادي و معلومات داشتن به خود ميگيريم وتازه شاهكارش زمانيست كه بهشان بگوييم : تو ، نميفهمي !!!!! خدايا...كمكمان كن از ياد نبريم،هيچ بودنمان را در كنار همه چيز بودنمان ، فقط به شرط پذيرفتن فقرمان.
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (4)

مامان محمد امین
2 اسفند 92 0:09
خیـــــــــــــــــــــــــــــلی قشنگ بود واقعا همینه
مامان
پاسخ
فطرس
2 اسفند 92 23:16
قربون اون دخملیِ گل بشم که کلاس درسش رو شروع کرده برا مامانش... و مامانش! آفرین داره به خودت هم که این مدلی برداشت کردی و آفرین که قرآن میخونی برا قند و عسلامون
مامان
پاسخ
به به به....خانوم مجلسمونو منور كردين!!!كجا بودين تا حالا ؟؟؟؟؟انشاالله كاشان ديگه ضمنا كلاس درس ما خيلي وقته شروع شده، ما هي ميريم تو حياط...
فطرس
3 اسفند 92 1:18
اع! اون که دم آبخوری تشریف داشت تو بودی؟، من هم همون حوالی داشتم قاقالی لی میخوردم... انجمن فراری های از کلاس والاح بیرون بودم و موبایل هم اندرون کیف ، توی اون همه شلوغی، بعد هم وارد مهمونی شدم و به کل یادم رفت اون هم توی اون همه شلوغی، تا الان که شما گوشزد نمودید... ان شاءالله حضوری خدمتتون عرض می کنم
مامان
پاسخ
ما هم سعي ميكنيم ناديده بگيريم همه رو تو اين همه شلوغي....انشالله مزاحم ميشيم ،باز هم توي اين همه شلوغي....
خاله فاطمه
3 اسفند 92 20:49
ای جاااااااااااااااااااااانم به این کلاس درس و استاد و شاگرد حاضر و شاگرد غیر حضوری! یعنی عـــــــــــــــــــــالی! بعدِ کلاس بریم صبحانه!
مامان
پاسخ
باشه فقط من كله پاچه مي خورما