سال تحویل
رینب خانوم گل..دختر بزرگ مامان..
این روزا حسابی شیطون و شیرین زبون شدی گل من.
خاطرات رو به خوبی به یاد میاری و با شیرینی ازش صحبت میکنی.خیلی مهربونی،اینو همه میگن.
ولی به شدت حس استقلالت هم رشد کرده..
عاشق ظرف شستنی خانوم...منم چهارپایه میذارم زیر پات و شما شروع میکنی برای مدت طولانی به شستن ظرفهایی که قبلا خودم شستم..
امام های اول تا پنجممون رو میشناسی،صلوات رو قشنگ می فرستی،سوره ی توحید رو هم میخونی (البته بیشتر با ضرباهنگ)
عشقت به خواهرت هم که زبانزد خاص و عام است..
خیلی وقته خودت غذا میخوری...
کار شخصیه دیگه ... رو هم با موفقیت داری پشت سر میذاری(الان همه کلیک میکنن روی این گزینه..)
..و کلی کار دیگه که الان اصلا وقت نوشتنش رو ندارم عزیزم..ولی قول میدم در اولین فرصت همه رو بگم
فردا هم انشاالله عازم مشهدیم ...تالحظه ی سال تحویل رو در کنار اماممون باشیم.
دعا میکنم به برکت وجود شما دوتا گل،امام رضا جون هم به ما نظر کنن.


سال تحویل
مامان 